HodaYa.ir
شهر در امن و امان است آسوده بخوانید…!!!
شهر در امن و امان است آسوده بخوانید…!!!
شهر در امن و امان است آسوده بخوانید…!!!

باز هم با هم خندیدیم

laugh

یادم هست حدود نصف ترم اول دانشگاه گذشته بود که آمدید تذکر جدی دادید که “شما جای خواهر منی, من به خاطر خودت می گم… شما خیلی می خندی… برایِ خودت خوب نیس…نمی گی دیگران چی فکر می کنن؟”
… و ما شما و آن “دیگران” را به اقصی نقاطمان گرفتیم و خندیدیم. باز هم خندیدیم و خندیدیم.
دوستانمان گفتند: سطحی است، نبودیم و خندیدیم.
استادمان گفت: سبک سر است، همیشه می خندد…نبودیم و خندیدیم
سر دفاعمان هم خندیدیم ، نه به ریش شما. نه به ریش آن دیگران. فقط خندیدیم.
گفتند نمی فهمد، فهمیدیم ولی باز هم خندیدیم… باز هم خندیدیم…

…خنده کنان  راهی فرنگ شدیم ، مامور فرودگاه نگاهی کرد و پرسید : تو کجائی هستی؟ چه قشنگ می خندی… و باهم خندیدیم…

…با خنده استخدام شدیم ، ترفیع رتبه گرفتیم ، می خندیدیم که رئیس سرش را بالا کرد و گفت: چه خندۀ قشنگی داری! همکارم پرسید : تو همیشه اینقدر خوش خنده ای؟ و باز هم با هم خندیدیم.

در کنار همه خندیدیم ، مردم کوچه ، عابران و رهگذران هم. همه شان…

…و من هنوز می خواهم بدانم چرا شما با من نخندیدید؟ آن موقع که خنده هایم از روی عادت نبود…


*آذر ۱۸م, ۱۳۸۸ توسط HodaYa
*دسته بندی عمومی | * ۷ دیدگاه


۷ دیدگاه

  1. میثم

    نمی دانم چرا هر گاه لبخندی بر گوشه لبانم می خواهد نقش ببندد، روزگار آن را برایم در نطفه خفه می کند، می گوید لازم نیست بخندی، تو را چه به خندیدن، همان در پیتی باش که قبلا بودی، تو مدت هاست که این گونه ای ، دیگر خنده هایت را خاک گرفته، و باز مرا سکوتی دردناک فرا می گیرد.

    می گویم آخر این چه رسمی است، کی می توانم لب بگشایم ولی جوابم سکوت است و سکوت

    من نیز می خواهم بدانم ، واقعا می خواهم بدانم، چه رمزی در این سکوت نهفته است، چرا دهان خنده هایم باید بسته باشد،

    فقط می دانم ای روزگار، خنده ام را می توانی از من بگیری ولی دلم را هرگز….

    میثم

  2. فرزاد

    خدا به سر شاهده ما که خیلی خندیدیم!!!

  3. فرزاد

    …این خنده از روی عادت هم خیلی دو پهلوئه ها!!!

  4. جوادشیردل

    :)

  5. ahmrez

    آخرین بار کٍی از ته دل خندیدیم؟

  6. صندوقک

    چقدر این نوشته قابل حس است

  7. الما

    چرا شما با من نخندید؟

فرستادن دیدگاه

(در دسترس دیگران قرار نمی گیرد)

توجه داشته باشد: مدیریت وبسایت می بایست دیدگاه شما را مشاهده و سپس آنرا در دسترس دیگر خوانندگان وبلاگ قرار دهد. انجام این عمل ممکن است مدتی طول بکشد. به همین دلیل نیازی به فرستادن دوباره دیدگاه نمی باشد. با تشکر

 
© تمامی حقوق برای HodaYa.ir محفوظ می باشد.
کپی برداری از مطالب این وبلاگ بدون کسب اجازه از صاحب سایت ممنوع می باشد.
نیرو گرفته از وردپرس | طراحی قالب توسط Cyrus The Great [ Aliaqua ]