Silent No …
کسی که من دوستش دارم
و خیلی بیشتر از خیلی دوستش دارم
هیچ هم مرا نمیخواهد!
خواهش میکنم بلند “نه” نگو
“نه” در نگاه تو است
“نه” در نیامدنت
“نه” در نماندنت
“نه” در رفتن تو است
“نه” در نبوسیدنت
فقط بلند “نه” نگو
بگذار هنوز خیال کنم
بادها برای من میوزند.
آبان ۲۰م, ۱۳۸۸ توسط HodaYa

دسته بندی


آبان ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۵ ق.ظ
در راه عشق ، نه شنفتن ها بسیار است، چه بگویم، از سوختنش، از گریه های تنهای شبانه اش، از این و آن درباره او شنیدنش، از کنایه های به اصطلاح دلسوزان ، از ترس از دست رفتن زمان، از چه نمی دانم، فقط می دانم که راهی بس سخت و دشوار ولی شیرین و گوارا است.
صبر میخواهد و صلابت، محکم باید ایستاد که بادش گاهی چنان می وزد که اگر ذره ای پایت بلرزد تو را از جا میکند و بر زمین می کوبد طوری که شاید پشیمان شوی و حتی آن را آزاری بیش ندانی
اما زمانی که بادهای سهمگینش می وزند و می روند، از نسیم بی مثالش بوی لذت را استشمام می کنی و از شراب پردیس اش سرمست می شوی، می دوی و می دوی که حتی اسب بالدار خیالت نیز یارای رسیدن به تو را ندارد
باید خود را دید و پرسید که پای رفتن به راهش هست یا نه….
میثم