پاییز فصل میلاد من است، شکفتن در خزان، سلام دادن بر باران، گریستن با نعره تگرگ و آرمیدن کنار کرسی زغالی خانه مادربزرگ
نمی دونم پاییز ها که میاد چقدر دوست دارم برم کوه، خداحافظی طبیعت رو ببینم، همیشه با خودم فکر می کنم چند تا پاییز دیگه رو تو زندگیم حس می کنم ، زندگی همین روزا و پاییز ها و سال هاست که داریم میگذرونیم و نمیدونم چقدر قدرشو میدونیم ، به قول شاعر که میگه: عمر گرنمایه در این صرف شد، تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا، که البته به نظر من خیلی ها حتی به خوردن و لباس پوشیدنشون هم فکر نمی کنن ((:
مهر ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۷:۴۲ ق.ظ
پاییز فصل میلاد من است، شکفتن در خزان، سلام دادن بر باران، گریستن با نعره تگرگ و آرمیدن کنار کرسی زغالی خانه مادربزرگ
نمی دونم پاییز ها که میاد چقدر دوست دارم برم کوه، خداحافظی طبیعت رو ببینم، همیشه با خودم فکر می کنم چند تا پاییز دیگه رو تو زندگیم حس می کنم ، زندگی همین روزا و پاییز ها و سال هاست که داریم میگذرونیم و نمیدونم چقدر قدرشو میدونیم ، به قول شاعر که میگه: عمر گرنمایه در این صرف شد، تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا، که البته به نظر من خیلی ها حتی به خوردن و لباس پوشیدنشون هم فکر نمی کنن ((:
ه هر حال پاییز مبارک
مهر ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۲:۰۰ ق.ظ
ترانه رو تکرار کنه در راههای که با هم نخواهید رفت
بوی غم – بوی دلتنگی – بوی عشق از دست رفته